سرگمی تو ...

 شده بازی با اين دل غمگين خسته ام

يادت نمی ياد...

   اون همه قول و قرارهای که با تو بستم

با اين ظلم...

    تو ببين باز چه جوری پای اين همه قول و قرارها من نشستم

نشکن دلمو...

بخدا آهم می گيره دامن تو عاقبت

نگو بی خبری...

 نگو نمی دونی دلم پر از يه نفرين سينه سوز

نگو بی خبری...

  نگو نمی دونی وقتی که نيستی گريه شده کاره اين دل عاشق شب و روز

ديونه نکن...

  دلم آهم می گيره دامن تو عاقبت

نگو بی خبری...

    نگو نمی دونی دلم پر از يه نفرين سينه سوز

نگو بی خبری...

نگو نمی دونی وقتی که نيستی گريه شده کاره اين دل عاشق شب و روز

......................

تقديم به تو باد

/ 7 نظر / 7 بازدید
رضا

عشق یعنی انتظار منتظر .... زنده باشید به یاد عشق او . یا حق

خسته ی خسته ی خسته

سلام / حال شما خوبه ؟ / البته زياد مهم نيست ! ميدونيد تو وبلاگ هر کسی شخصيتش هم پيداست نميدونم چرا شما اينقدر شخصيتتون ...است.نه اين اون الفاظ با مضامين عرفانی نه اون شعر دوست عزيزم محسن که ميگه نگو بی خبری !!!!!!!! البته علتش تحولات زندگی شماست که چون جوانيد خب قابل پيش بينی است . ولی خواستی من ميتونم خواننده رو نونشتهات باشم تا روزی که خودت بنويسی !!

رضا

سرگشتگی قصه پر غصه انسان امروز است.حیرانی و تردید میهمان ناخوانده روح ماست که کمر به قتل صاحبخانه بسته است.در این میان ما را مجالی هست آیا که آیینه روح را صیقل دهیم وجانی تازه کنیم ؟ در " نیلی امواج دریایم " به گفتگو خواهیم نشست اگر میهمان شوید. بدرود.

بکن و برو

شکم دختر همسايه که آمد به جلو يادم از کشته ی خويش آمد و هنگام درو عذيذم ! يادت باشه هميشه از خودت شعر دروکن نه اینکه شاش دیگران را قرقره کنی

حامد

حداقل اسم صاحب اثرو بنويس

تورج بخشايشي

شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... با دوتا مطلب جدید بروزم و منتظر خوندن نظرات ارزشمندت